پارت هفتاد و هفتم :

از آن طرف شادمهر، با کمک چند کارآگاه و وکیل، بالاخره راز مرگ امیر رادمان را آشکار کرد. مدارک نشان داد که دست‌های پنهانی درون تیم، نقش مستقیم در سقوط امیر داشتند.
وقتی حقیقت برملا شد، پرویز که در زندان بود، با شنیدن این خبر فرو ریخت. او که سال‌ها با کینه و جنون زندگی کرده بود، حالا با حقیقتی روبه‌رو شد که خودش را هم درگیر می‌کرد، اما درست چند ماه بعد، حکم اعدامش صادر شد؛ پایان مردی ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حنانه

    0

    عالی بود ،لذت بردم. ممنون نویسنده عزیز✨

    ۲ هفته پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    فدات گل خداروشکر

    ۲ هفته پیش
  • سحر

    0

    قشنگ بود ، قلمتون مانا

    ۴ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    فدات عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • تمنا

    0

    ممنون بسیار زیبا بود ولی انگیزه عرفان برای قتل فقط نفرت بخاطر سیلی بود؟یعنی اصلا علاقه ای ب پناه نداشت؟پس چرا وقتی میدونست پناه وعلی باهم تو ماشینن تصادف راه بندازه؟یا بعدش چرا با مادرش دعوا کرد ک نباید جلوی عمل پناه رو بگیره؟

    ۴ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    شخصیت عرفان دوپهلو بود، یعنی هم علاقه داشت هم تنفر و همین باعث این کارا شده بود

    ۴ ماه پیش
  • فروغ

    0

    عالی بود کیف کردم قلمتون مانا بانو😍

    ۵ ماه پیش
  • محیا

    0

    عالی بود ممنون از قلمت به امید رمان های جدید

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم ❤️

    ۵ ماه پیش
  • هستی

    0

    خیلیییی خوشگللل بوددد مثللل بقیه رمانات🫶💖

    ۵ ماه پیش
  • سمیرا

    0

    واقعا رمان خیلی خوبی بود ساعت ۴:۴۵ صبحه تا تمومش نکردم نتونستم بخوابم رمان فرد باشکوهم دنبال میکنم قلمت مانا دختر گل کاشتی

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم خوشحالم لذت بردی

    ۶ ماه پیش
  • مریم

    1

    رمان زیبایی بود عزیزم ممنونم از نویسنده زخمت کشیدید❤️❤️😍😍

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    خوشحالم که لذت بردی امیدوارم رمان های دیگه‌ی بنده رو هم بخونی

    ۶ ماه پیش
  • صفا

    1

    رمان قشنگی بود.دست خوش نویسنده عزیز

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ممنون از چشمای گرم و نظرات گرانبهای شما ❤️

    ۶ ماه پیش
  • هناسه

    2

    ممنون نویسنده جون عالبیییییییی بود و خدا قوت.به امید رمان های دیگه

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی ممنون از این که تا آخر همراه من بودی و نظرات گران بهات رو گفتی

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    بی نظیر بود عزیزم دستتون درد نکنه واقعا قلمتون مانا💯🩷🩷🩷

    ۶ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی ممنون که تا آخرش همراهم بودی

    ۶ ماه پیش
  • تارا

    1

    عالی بود خانم گل خسته نباشی و قلمت مانا عزیزم

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم فدات

    ۷ ماه پیش
  • سرو

    1

    مرسی عالی بود خداقوت منتظر رمان بعدیت هستیم عزیزم

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم عزیزم ممنون از لطفت بی‌پایانت

    ۷ ماه پیش
  • دلارام

    1

    ممنون نویسنده محترم عالی بود پایانش خیلی خوب بود خسته نباشی

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم ممنون از نگاه گرم شما

    ۷ ماه پیش
  • Z.k

    1

    رمان قشنگی بود ممنون از شما نویسنده عزیز🥰🥰🥰

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ممنون از نگاه گرم شما

    ۷ ماه پیش
کپی شد!